ضرب المثل های امروزی
باهر دستی بدهی با همان دست هم می زنی تو سر خودت
یه چایی برات دم کنم که یک کیلو تفاله داشته باشه
طنز و سرگرمی
باهر دستی بدهی با همان دست هم می زنی تو سر خودت
یه چایی برات دم کنم که یک کیلو تفاله داشته باشه
صدر اعظم دانست حق با شاکى است گفت: اشکالى ندارد، مى توانى به اصفهان بروى.
مرد گفت: اصفهان در اختيار پسر برادر شماست.
گفت : پس به شيراز برو.
او گفت : شيراز هم در اختيار خواهر زاده شماست.
گفت : پس به تبريز برو.
گفت : آنجا هم در دست نوه شماست.
صدر اعظم بلند شد و با عصبانيت فرياد زد: چه مى دانم برو به جهنم.
مرد با خونسردى گفت: متاسفانه آنجا هم مرحوم پدر شما حضور دارد.
.......................................................................................................................................
ملا خود را از دست طلبكاران به مردن مي زند، او را شستشو داده كفن مي كنند و در تابوت نهاده به طرف
گورستان مي برند تا دفن كنند اما تشييع كنندگان راه قبرستان را گم مي كنند و هر چه مي گردند موفق نمي
شوند به يافتن راه، ملا كه طاقت خنگي آن ها را نداشت از ميان تابوت بلند شد و گفت راه قبرستان از آن طرف
است
..........................................................................................................................................
یارو فیلم جنگی می بینه .اخر فیلم که تموم می شه جو می گیردش سینه خیز می ره تلویزیون رو خاموش می کنه.
....................................................................................................................................
یارو واسه رفیقاس خالی می بنده می گه: من هر دو هفته یک بار می رم ژاپن . رفیقاش می گن اگه راست می گی اسم یکی از خیابوناش رو بگو؟ یارو یه خورده فکر می کنه بعد می گه: اهان خیآبون شهید بروسلی.
.............................................................................................................
یه نفر تو دادگاه متهم بوده.قاضی میگه این اقا محکوم به اعدامه.یارو هم شروع کرد به گریه زاری.آوووووووو...آخه برای چی می خاید منو اعدام کنید؟
قاضی گفت برای اینکه درس عبرتی بشه برای دیگران
یارو میگه:حالا نمیشه دیگران رو بکشید درس عبرتی بشه برای من؟؟؟؟
دختری جوان، روبه روی او، چشم از گل ها بر نمی داشت
وقتی به ايستگاه رسيدند، پيرمرد بلند شد، دسته گل را به دختر داد و گفت
می دانم از اين گل ها خوشت آمده است. به زنم مي گويم كه دادم شان به تو
گمانم او هم خوشحال می شود و دختر جوان دسته گل را پذيرفت و پيرمرد را نگاه كرد
كه از پله های اتوبوس پايين می رفت و وارد قبرستان كوچك شهر می شد
آرزوهای بزرگ
ته دل هرکس یه آرزوی بزرگ بود که در عین سادگی هرگز برآورده نشده بود... جارو میخواست یکبار هم که شده خودشو تمیز کنه... آینه میخواست خودشو ببینه... دوربین عکاسی آرزو داشت کسی یکبار از اون هم عکس بندازه... لغتنامه میخواست معنی خودش رو بفهمه...
در
هی با کله میخورد به دری که خدا اونو بسته بود. گریه میکرد، بیتابی میکرد، دعا میکرد... اما انگار هیچ فایدهای نداشت... فکر میکرد خدا صدای اونو نمیشنوه... ناگهان چشمش به در دیگری افتاد که خداوند از روی رحمتش گشوده بود... سالها بعد حکمت اون در بسته رو هم فهمید...
ماجراي طنز
روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:
گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم
ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه !!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
من نمی دانم چه شد میان در و درد ...
من نمی دانم چه بر دل علی گذشت ...
من فقط می دانم که علی ، علی خیبر نبود ...
من فقط می دانم که علی بی یاور ماند ...
من فقط می دانم که علی دیگر فاطمه نداشت ...
و تمام انسانیت ، بانویی را از دست داد که در تمام اعصار افسوس خواهد خورد !!!
سالروز شهادت فاطمه الزهرا (س) تسلیت

منعطف ترین پوست بدن
هری تورنر انگلیسی دارای یک پوست بسیار منعطف است. علت این امر یک بیماری نادر با عنوان اختلال بافت پیوندی (سندرم الرسا دانلوسا) است که بر پوست، رباط و ارگان های داخلی بدن تاثیر می گذارد.

بزرگترین همبرگر
پخت بزرگترین همبرگر جهان با وزن 6/35 کیلوگرم در یک رستوران تایلندی

بزرگترین گوی آینه ای
ساخت بزرگترین گوی آینه ای با قطری به اندازه 01/5 متر در انگلیس

سریعترین اتاق کار
سریعترین اتاق کار در واقع یک میز متحرک است که مخصوص حرکت در خیابان طراحی شده و می تواند با سرعت 140 کیلومتر در ساعت حرکت کند. این میز کاری در انگلیس طراحی و تولید شده است.

بلندترین جهش بر روی شیر
یک جهش 3/2 متری که به عنوان بلندترین جهش دنیا بر روی شیر نر شناخته شد. این حرکت نمایشی جولای 2006 در یک سیرک روسی صورت گرفت.

بیشترین تعداد بلوک های بتونی که ظرف یک دقیقه خرد شد
تعداد 90 بلوک بتنی ظرف مدت یک دقیقه توسط "نارو لارت" نروژی و در جریان یک برنامه تلویزیونی خرد و شکسته شد.

بیشترین تعداد مارهای نگهداشته در دهان
جکی بیبی آمریکایی قادر است بدون کمک دیگران دم 10 مار را به مدت 10 ثانیه در دهان خود نگه دارد

بیشترین تعداد سوزن در سر
یک هزار و 790 سوزن در سر و صورت یک چینی به منظور طب سوزنی





سگ مینیاتوری Chihuahuas کوچکترین سگ دنیا
Thumbelina از کوچکترین اسبهای جهان با 17 اینچ قد
کوچکترین سوسمار جهان گونه کمیابی در نمایشگاه افتابپرستان توکیو
هامینگ برد با2 اینچ طول و 1.8 گرم وزن کوچکترین نوع پرنده جهان به شمار میرود. این پرنده در باتلاق زاپاتا در کوبا دیده شده است.
carlae Leptotyphlops کوچکترین نوع مار در جهان. طول این گونه در بزرگسالی به 4 اینچ میرسد.
اسب رنگارنگ انیشتین با 14 اینچ طول یکی از کوچکترین اسبهای دنیاست.
۲- هری پاتر آخرش خوشه